عراق و خاورمیانه پس از داعش

آیا سقوط موصل را باید نشانه ای از پایان عمر داعش و ظهور عصر پساداعش دانست؟ آیا این اتفاق محصول سیاست مبارزه با داعش دولت ترامپ بود؟ آیا بازپس گیری موص

  • امتیاز به مطلب (0) نفر

شماره خبر : 25652

عراق و خاورمیانه پس از داعش


آیا سقوط موصل را باید نشانه ای از پایان عمر داعش و ظهور عصر پساداعش دانست؟ آیا این اتفاق محصول سیاست مبارزه با داعش دولت ترامپ بود؟ آیا بازپس گیری موصل نشانه ای از درایت حیدرالعبادی و دولت عراق است؟


عراق و خاورمیانه پس از داعش

به گزارش نخست نیوز ،آیا سقوط موصل را باید نشانه ای از پایان عمر داعش و ظهور عصر پساداعش دانست؟ آیا این اتفاق محصول سیاست مبارزه با داعش دولت ترامپ بود؟ آیا بازپس گیری موصل نشانه ای از درایت حیدرالعبادی و دولت عراق است؟ آیا حمایت های ایران از دولت عراق عامل این موفقیت بود یا تصمیم برخی کشورهای منطقه به عدم حمایت از داعش؟ آیا ضعف درونی داعش و به تحلیل رفتن انرژی ایدئولوژیک آن باعث بازپس گیری موصل شد؟ آیا بازپس گیری موصل را باید نشانه ای از همکاری موقت دولت عراق با حکومت اقلیم کردستان دانست؟

آنچه ذکر شد بخش کوچکی از انبوه پرسش هایی است که اکنون و در روزهای اولیه بازپس گیری موصل می توان مطرح کرد. طبیعی است هر چه جلوتر برویم پاسخ برخی از این پرسش ها روشن تر خواهد شد اما در شرایط فعلی در پاسخ دادن به این پرسش ها لاجرم باید احتیاط علمی را رعایت کرد. اجازه دهید در همین ابتدا بگویم که مسئله موصل و آینده را می توان در فصل مشترک سه فضای سیاسی در حال ظهور تحلیل کرد: ١. عراق پس از داعش، ٢. خاورمیانه پس از داعش، ٣. خاورمیانه دوران ترامپ.


به لحاظ روش شناسی تحلیل این سه فضا با یکدیگر مرتبط بوده و بر همدیگر تاثیر می گذارند.

عراق پس از صدام
خاورمیانه پس از داعش
خاورمیانه دوران ترامپ


موصل در عراق پساداعش

بدون شک طهور داعش ار عراق پس از صدام بزرگ ترین چالش دولت – ملت سازی در این کشور بود و لذا انتظار می رود با سقوط داعش این روند دوباره تقویت شود و عراق از حالت یک دولت در حال ورشکستگی تبدیل به یک دولت نسبتا باثبات و مقتدری شود که اولین نیازهای وجود یک دولت یعنی تامین امنیت را برآورده کند اما واقعیت این است که حداقل در شرایط فعلی نشانه ای قابل اعتماد از این که سقوط داعش باعث بازگشت قطار دولت – ملت سازی عراق به مسیر اصلی خود شود دیده نمی شود.

اگر بدبینانه نگاه کنیم باید بگوییم با حذف دشمن مشترکی به نام داعش، رقابت های داخل گروه های سیاسی و قومی در عراق از سر گرفته خواهد شد و دوباره دولت مرکزی و کردها از یک طرف، شیعیان و اهل سنت از طرف دیگر و گروه های مذهبی و سکولار از جانب دیگر رقابت ها و دعواها را از سر خواهند گرفت. این در حالی است که فرهنگ سیاسی عراق چندان با مصالحه و معامله و اجماع نظر، میانه خوبی ندارد. اصرار اقلیم کردستان بر برگزاری رفراندوم شبه استقلال خواهی در اوایل مهر ٩۶ را می توان از اولین نشانه های بازگشت کشمکش های طولانی مدت و خسته کننده به صحنه سیاسی عراق تلقی کرد.


حتی پیش از بازپس گیری کامل موصل، کردها سهم خواهی خود در عراق پس از داعش را آغاز کردند. این در حالی است که بازپس گیری موصل تا حد زیادی مدیون شحدالشعبی و حمایت های شیعیان و البته همراهی پیشمرگه های کرد بود. معنای ساده این حرف آن است که در عراق پس از داعش، سنی ها همچنان منفعل ترین گروه سیاسی خواهند بود. گروهی که در دوران صدام قدرت اصلی را در عراق داشت و حمایت های اولیه آن از داعش هم به این امید بود که سنی ها بتوانند دوباره قدرت را در دست گیرند.

به نظر می رسد دولت عراق هنوز برنامه روشنی برای جلب مشارکت سنی ها در روند بازسازی سیاسی عراق و روند دولت – ملت سازی ندارد و این امر می تواند ثبات سیاسی در این کشور را حتی در عراق پساداعش با تهدیدات جدی مواجه کند . خاصه این که بسیاری از زیرساخت های سیاسی عراق بر اثر جنگ داخلی با داعش دچار آسیب های جدی شده و خدمت رسانی به مردم را حتی از سال های اولیه پس از سقوط صدام دشوارتر کرده است. بگذریم از این که امید مردم هم به بهبود اوضاع عراق به مراتب کمتر از گذشته شده است.

حتی خوشبین ترین تحلیلگران نمی توانند ادعا کنند سقوط داعش در عراق آثار ظهور ثبات سیاسی در عراق و احیای روند دولت – ملت سازی در این کشور چند قومی و چند مذهبی و به معنای دقیق کلمه کشور چند پاره خواهد شد. واضح است که دولت های منطقه به تلاش خود برای اعمال نفوذ در عراق ادامه خواهند داد و گروه های داخلی عراق هم خواهند کوشید از طریق نزدیکی به این بازیگران خارجی، قدرت خود را در داخل افزایش دهند.

همه اینها در حالی است که حتی کشورهای محافظه کار و ثروتمند عرب نیز با یکدیگر دچار اختلاف و تنش شده اند و طبیعی است به دنبال یارگیری منطقه ای از طریق افزایش حمایت از گروه های داخلی در کشورهای عربی و از جمله عراق هستند. ساده تر بگوییم بلندپروازی های منطقه ای عربستان حکم می کند که ریاض در عراق پس از داعش هم دنبال افزایش نفوذ باشد و این یعنی تداوم رقابت های منطقه ای در صحنه داخلی عراق که در سال های اخیر باعث سرخوردگی مردم از سیاست و سیاستمداران شده است.


بازپس گیری موصل یکی از نشانه های ظهور دوران پساداعش در خاورمیانه است اما خروج داعش از سوریه گام نهایی و ضروری است. زمانی می توانیم از خاورمیانه پس از داعش حرف بزنیم که این گروه خشن و رادیکال از سوریه هم خراج شود اما واقعیت این است که خاورمیانه پس از داعش حداقل در یک سال آینده ناامن تر از خاورمیانه دوران داعش خواهد بود؛ به این دلیل ساده که داعش پس از خروج از سوریه و عراق در کل منطقه پخش خواهد شد و با قطع ارتباط رأس و بدنه آن تعداد اقدامات خودسرانه دلدادگان آن در کشورهای منطقه بیشتر خواهد شد که نمونه آن حوادث تروریستی تهران در ماه رمضان است.


اگر نخواهیم از نظریه توطئه استفاده کنیم باید بگوییم پدیده داعش به تضعیف هسته عربی در مقابل پیرامون غیر عربی در خاورمیانه منجر شد. امروز اختلافات درون عربی حتی به مراتب بیشتر از دوران اوج بهار عربی در سال های پس از ٢٠١١ است. درست است که ترکیه در مقاطعی به خاطر سیاست های خود در سوریه و عراق با رقبای منطقه ای خود و از جمله ایران دچار چالش شد اما این کشور در خاورمیانه پس از داعش همچنان بازیگر مهمی حساب می شود کما این که ایران و روسیه به این جمع بندی رسیده اند که بدون حضور ترکیه روند صلح در سوریه نمی تواند موفق باشد.

در خاورمیانه پس از داعش، هسته عربی همچنان درگیر بحران لیبی، یمن، عراق و سوریه خواهد بود و این در حالی است که ریاض به رفتار تنش زای خود در برابر ایران و قطر ادامه می دهد. در مشرق عربی هم مصر عبدالفتاح سیسی گرفتار بحران مشروعیت است و تل آویو خوشحال از این که موضوع فلسطین فعلا به خاطر دعواهای داخلی اعراب و اختلافات آنها با ایران به حاشیه رفته است.

در خاورمیانه پساداعش مشکلات ناشی از داعش به اختلافات ناشی از بهار عربی افزوده خواهد شد، کما این که چهار کشور عربی عربستان، بحرین، مصر و یمن به تحریم قطر و تقابل با آن روی آورده اند و یکی از مهم ترین دلایل این امر همانا حمایت قطر از روند بهار عربی و اخوان المسلمین و حماس است. عربستان امیدوار است با حمایت واشنگتن بتواند در خاورمیانه پساداعش تبدیل به هژمون جهان عرب و مهم ترین بازیگر خاورمیانه شود اما همراهی ریاض و دوحه و ابوظبی با برخی گروه های معارض در سوریه که برخی از آنها هم تروریستی هستند به همین راحتی از حافظه تاریخ پاک نخواهد شد.

اما تقابل ایران با داعش بدون شک در خاورمیانه پساداعش می تواند به نفع تهران و حفظ قدرت منطقه ای آن مخصوصا از طریق نفوذ در شامات، قلب خاورمیانه عربی، باشد. اگر دولت ترامپ عزم جدی برای ورود به خاورمیانه نداشته باشد، بعید است ریاض بتواند در خاورمیانه پساداعش ایران را مهار کرده، مانع قدرت یابی آن شود. خاصه این که ایران در چند ماه گذشته سیاست صبر و خویشتن داری را در برابر ترامپ و رهبران جوان و ماجراجوی عربستان در پیش گرفته است.

خاورمیانه عربی پساداعش از برخی جهات ممکن است شبیه خاورمیانه دهه ١٩٧٠ باشد؛ دهه ای که در آن شکست پان عربیسم و تنش زدایی در روابط آمریکا و شوروی و فروپاشی نظام برتون وودز یا اجماع واشنگتن و نیز جنگ یوم کیپور باعث شد رویای وحدت اعراب جای خود را به تکیه دولت های عربی بر دولت سازی بدهد زیرا اعراب دریافتند که پان عربیسم ناصری نه تنها رویای وحدت اعراب را محقق نکرد بلکه اختلافات داخلی آنها را هم تشدید کرد.

در حال حاضر هم به نظر می رسد اعراب درباره اهمیت تکیه بر منافع ملی به جای منافع واحد عربی به نوعی اجماع نظر رسیده اند و لذا تعجبی ندارد که الان جهان عرب برخلاف گذشته یک مسئله و درد مشترک (نظیر مسئله فلسطین) ندارد و هر یک از کشورها منافع خود را مجزا از هم تعریف کرده اند. پس تعجبی ندارد که حتی جهان عرب از اقدام عربستان، بحرین، یمن و مصر علیه قطر چندان حمایت نکرد. آیا این اتفاق می تواند منجر به تحکیم سیستم منطقه ای حول منافع ملی دولت ها در خاورمیانه شود؟


این سوال هر چند آکادمیک است اما برای دست اندرکاران سیاسی هم اهمیت دارد. اگر پاسخ ما مثبت باشد در آن صورت می توانیم بفهمیم که چرا پاسخ قطر به درخواست های ١٣ گانه چهار کشور فوق منفی بود؟ در واقع دولتمردان قطر دریافته اند که عصر اتحاد حول منافع مشترک عربی ولو در خلیج فارس به سر آمده است و ریاض نمی تواند با شعار ایران هراسی یا هر شعار دیگر چند دولت عربی را برای طولانی مدت کنار هم نگه دارد.

اگر قدری به احتیاطی علمی به خرج دهیم باید بگوییم خاورمیانه پساداعش شاهد مرگ تمام عیار هرگونه رویای وحدت عربی در سطح دولتی و غیر دولتی خواهد بود.

خاورمیانه دوران ترامپ

اگر فراموش نکرده باشیم که تغییر سیاست اوباما در قبال سوریه در بازپس گیری حلب مهم بود و دونالد ترامپ هم در ایام کمپین انتخاباتی اعلام کرد مبارزه با داعش یکی از اولویت های اوست، می توانیم نتیجه بگیریم که بازپس گیری موصل از دست داعش بی ارتباط با بازپس گرفتن حلب از دست معارضان سوری و داعش نیست. درست است که در حال حاضر علائمی دال بر تمایل ترامپ برای درگیر شدن در منازعات خاورمیانه دیده نمی شود اما اگر در ادامه راه تیم نئوکان همراه وی بتواند نفوذ خود را در سیاست خارجی افزایش دهد و حتی رکس تیلرسون را از سر راه بردارد یا با خود همراه کند، در آن صورت می شود ادعا کرد که دخالت واشنگتن در منطقه خاورمیانه پس از داعش به نفت متحدان سنتی خود و به ضرر ایران افزایش خواهد یافت.


البته بی میلی شخصی ترامپ به دخالت در بحران های خاورمیانه به اضافه بحران های داخلی او در مواجهه با دموکرات ها و جمهوری خواهان ناراضی دو مانع عمده در این راستا هستند. هر چند برخی ها در نقطه مقابل معتقدند همین دو عامل می تواند زمینه ساز آمریکا در یک جنگ منطقه ای در خاورمیانه باشد و واضح است که ایران یکی از طرفین این درگیری است اما من به دلایلی که پیش تر هم ذکر کرده ام قائل به چنین تحلیلی نیستم و معتقدم کاخ سفید و شخص ترامپ تمایلی برای ورود به بحران های پیچیده خاورمیانه و از جمله درگیری با ایران (حداقل در مقطع فعلی) ندارند.

نوع رفتار واشنگتن در قبال بحران قطر نشان داد که ریاض در ارزیابی خود از رویکرد خاورمیانه ای ترامپ بر خطا بوده است و واشنگتن حداقل تا الان از تحریم قطر حمایت نکرده است. ترک ها زودتر از ریاض با این واقعیت کنار آمدند که ترامپ آن چیزی نیست که تصور می کردند. وقتی اردوغان از سفر به واشنگتن تقریبا دست خالی برگشت و به چشم خود دید که ترامپ درباره برخی مسائل فقط سکوت می کند، دانست که باید به مسکو و تهران بیشتر از گذشته نزدیک تر شود اما ریاض به امید همراهی ترامپ و به امید اثرگذار بودن معامله تسلیحاتی ١١٠ میلیاردی عربستان با واشنگتن، با قطر وارد تنش شد بی آن که دولت ترامپ در این بحران به وضوح جانب ریاض را بگیرد.

نظر به آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت بازپس گیری موصل می تواند اتفاقی مهم برای عراق خاورمیانه و آمریکا باشد. بازپس گیری حلب آغاز روندی بود که اکنون در ایستگاه موصل قرار دارد و در ماه های آینده به ایستگاه رقه و پایان عمر داعش (در مقام یک گروه متمرکز در یک مکان) خواهد رسید. طبیعی است هر یک از بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای بخواهند از این شرایط در حال گذار به نفع افزایش قدرت خود بهره بگیرند، اثرگذاری موصل بر معادلات منطقه ای تا حدی به سرنوشت رقه در ماه های آینده گره خورده است. آزادسازی رقه تکمیل کننده روندی خواهد بود که در حلب آغاز شد.

نظرات

ارسال نظر

  • کدام سیستم بیشتر حافظ منافع ملی کشورمان می باشد؟

لينک اخبار و مطالب خواندنی خود را برای ما ارسال کنيد.