وعده های تحقق نیافته؛ بی اعتمادی مردم!‏

در زمانهای قدیم وعده و سخن یک بازاری یا معتمد محل سند محکمی بود که بسیاری بر آن تکیه کرده و امور اقتصادی یا ‏معنوی خود را به پیش می بردند. موضوعی که

  • امتیاز به مطلب (0) نفر

شماره خبر : 39567

وعده های تحقق نیافته؛ بی اعتمادی مردم!‏


در زمانهای قدیم وعده و سخن یک بازاری یا معتمد محل سند محکمی بود که بسیاری بر آن تکیه کرده و امور اقتصادی یا ‏معنوی خود را به پیش می بردند. موضوعی که اکنون کمتر با آن روبه رو می شویم.


وعده های تحقق نیافته؛ بی اعتمادی مردم!‏

به گزارش نخست نیوز،دکتر علی پاکباز خسروشاهی، روابط اجتماعی، شغلی، خانوادگی یا ‏دوستانه چنان به سوی بی اعتمادی سوق یافته است که حتی در روابط با نزدیکان درجه یک نیز شکاف اعتماد به روشنی به ‏چشم می خورد چه رسد به روابط در دایره دوستان و آشنایان.‏
به راستی چه بر سر اعتماد و باورمندی ایرانیان آمده است؟ چرا دیگر مشتری سخن و قسم فروشنده را باور نمی کند؟ چرا ‏برادر نمی تواند به برادر خود در یک معامله اقتصادی اعتماد کند؟ عامل نزول اعتماد در روابط عمومی و افقی در جامعه ‏چیست؟ چرا میزان اعتماد مردم به وعده مسئولان یا نمایندگان خود کاهش یافته است؟
اعتماد عمومی به عنوان اصلی ترین سرمایه های اجتماعی، جامعه را در مسیر توسعه یافتگی قرار می دهد به گونه ای که ‏رشد مفاهیمی چون امید، مشارکت و رضایت مندی، فضای سالم تر و پویاتری را در جامعه برقرار خواهد ساخت.‏
بنابر اذعان جامعه شناسان و روانشناسان و پژوهش های صورت گرفته اوضاع اعتماد عمومی در جامعه چندان مطلوب ‏نیست. نگاهی به روابط اطراف خود به خوبی این ادعا را ثابت می کند.‏
نزول سرمایه ای به نام اعتماد عمومی هزینه های اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی به جامعه ایران تحمیل کرده است به ‏گونه ای که برای انجام فعالیت ساده ای که پیشترها بر پایه قول و کلام صورت می پذیرفت باید ضمانت های اجرایی، وثیقه ‏و قراردادهای قانونی محکمی ارائه شود. از هم گیسختگی روابط اجتماعی، رشد فردیت، انزواطلبی، افسردگی، غلبه ابهام و ‏تردید بر پیوندهای اجتماعی و فردی و بسیاری عادت های ناپسند دیگر از پیامدهای کاهش اعتماد در جامعه به شمار می ‏رود.‏
کاهش اعتماد عمومی میان مردم نیز باعث رواج رفتارهایی چون دروغگویی، بی حرمتی، عدم تحمل دیگران، زورگویی، ‏خودشیفتگی، خودنمایی، عدم تحمل دیگران یا کلاهبرداری های اقتصادی خواهد شد.‏
در برخی موارد معیارهایی چون ایمان، صداقت و دینداری جای خود را به پول، ماشین و حساب بانکی داده است. روابط ‏براساس پایگاه اقتصادی و شغلی افراد شکل می گیرد. در چنین شرایطی افراد برای رساندن خود به طبقه های بالای جامعه ‏به هر قیمتی هستند. توسل به دروغ و فساد مالی در این شرایط مجال رشد می یابد.‏
از سویی دیگر، وعده های تحقق نیافته یک مسوول، نماینده یا مدیری که پیش از انتخاب شعارهای خود را بر آن استوار ‏ساخته بود، عامل مهمی در کاهش اعتماد از پایین به بالا در جامعه است. چنین رفتاری، کاهش حس مسوولیت پذیری و ‏قانونمداری را در جامعه رواج خواهد داد چرا که مردم در مقایسه ای که شاید درست به نظر نرسد، این رفتار را به سایر ‏مسئولان و افراد بالادستی خود تعمیم داده و به گونه ای دل بخواهانه در برابر شرع و قانون رفتار می کنند. به این ترتیب، ‏روحیه قانونمندی، شهروندی و هویت ملی در افراد رنگ باخته و جای خود را به نبایدهای اخلاقی دهد.‏
افزایش جرایم اقتصادی و فساد مالی نیز بر میزان بی اعتمادی در فضای کسب و کار دامن زده و هر معامله تجاری و ‏اقتصادی حتی در حجم اندک نیز نیازمند ضمانت های قانونی و اجرایی محکم است.‏
بنابراین رشد بی اعتمادی جامعه را به سوی بیماری های اخلاقی سوق خواهد داد. اما نکته امیدبخش و روشن این است؛ ‏همانگونه که بر اساس خاصیت جامعه، بی اعتمادی و پیامدهای آن به شکلی سلسه وار میان افراد جامعه سرایت می کند، ‏خوشبختانه رفتارهای مثبت، اعتماد متقابل، مشارکت، احترام، ادب، دوستی و مهربانی نیز دومینووار در جامعه گسترش می ‏یابد. بنابراین جدا از وظایف نظام های آموزشی و تربیتی، نهادها و سازمان های مسئول در جامعه، تلاش فرد فردِ ما در ‏افزایش و گسترش اعتماد عمومی در جامعه بیش از هر نوع اقدامی اثرگذارتر خواهد بود.‏
به طور کلی توجه به اخلاقیات مانند صداقت و راستگویی، انعطاف پذیری، تاب آوری، جمع گرایی و زیر پا گذاشتن منافع ‏فردی باعث از بین بردن کنش های منفی خواهد شد چرا که تقابل بسیاری از افراد با ویژگی های مثبت آنان را وادار به ‏رفتارهای درست و کنارگذاشتن بی اخلاقی ها خواهد کرد، به این ترتیب خواسته یا ناخواسته انسان های اطراف خود را در ‏مسیر اعتمادجویی و رعایت اخلاق قرار داده ایم.‏
اگرچه در این مسیر نباید نقش آگاهی سازی و آموزش مهارت های اخلاقی را نادیده انگاشت. تقویت سازوکارهای ‏شهروندی از طریق آموزش و انتقال ارزش های اخلاقی و معنوی به نوعی ترمیم کننده روابط همبستگی و اعتماد میان افراد ‏خواهد بود. نظام آموزش و پرورش و نهاد خانواده نقش مهمی در انتقال مفاهیم سرمایه های اجتماعی به ویژه اعتماد ‏عمومی و مشارکت دارند.‏

نظرات

ارسال نظر

  • چه کسانی می توانند حمایت از کالای ایرانی را تحقق بخشند؟

لينک اخبار و مطالب خواندنی خود را برای ما ارسال کنيد.